۱۳۹۰ آذر ۲۴, پنجشنبه

تبلیغگران مسیحیت، واسطه های نفوذ استعمار و تهاجم فرهنگی

فرهیخته­ای استعمارزده زمانی گفته بود: «پدران روحانی مسیحیت، انجیل را در دستان ما گذاشتند، چشمان ما را به آن دوختند و از زیر پایمان معادن ما را ربودند.»
  تنها مسیحیت تبشیری که برای ترمیم عقده­های حقارتی که پس از طلوع اسلام در غرب به وجود آمده و انتقام­جویی و کینه­توزی­اش را هم در جنگ­های صلیبی و هم در دیگر منازعات بروز داده است، می­تواند مصداق این سخن باشد.
پدران روحانی این شاخه از مسیحیت در پی هجوم کشورهای اروپایی به سرزمین­های اسلامی در قرن نوزده پیشقراولان استعمار غربی و قدرت­های استکباری بودند.
پس از بیداری اسلامی و به ویژه در هنگامه نهضت مسلمانان هند(1857 م) و خیزش مردم مصر این پدران روحانی مراکز پژوهشی را هم به خدمت خود گرفتند و با نام استشراق و خاورشناسی به آموزه­ها و باورها و فرهنگ اسلامی حمله کردند. ایشان تأکید می­کردند: اسلام دین شمشیراست.
  گرچه مسیحیت تبشیری که مسلمانان را به تعصب­ورزی و ترور متهم می­کرد در آثار سید جمال­الدین اسدآبادی تحلیل و بررسی شد اما رویکردها و نقشه های کنونی آن نیازمند تحقیق و مطالعه گسترده­تری است.
حجت­الاسلام صاحبی مسئول انجمن ادیان و مذاهب، با بیان این سخنان در جمع دانش­جویان مدرسه عالی امام خمینی (ره)، اعضای انجمن ادیان و مذاهب و دیگر محققانی که در سالن قدس مدرسه امام گردآمده بودند، افزود: برگزاری نشست «بررسی رویکردهای مسیحیت تبشیری در جهان اسلام» گامی در راه این بررسی و تحقیق است.
  وی با تشکر از حضور استادان و صاحب­نظران محقق و پرتجربه در ابتدای این نشست از سفیر پیشین ایران در مغرب و سفیر اسبق ایران در واتیکان حجت­الاسلام و المسلمین محمد مسجد جامعی خواست گزارشی از رویکردهای این بینش مسیحی ارائه کند.
  آن گاه دكتر علي‌الشيخ، دكتراي فلسفۀ مدرسه عالي امام خميني (ره) را فراخواند تا در سه محور سخن بگوید: جایگاه تبشیر در مسیحیت، روش­های تبشیر و تأثیر تبشیر بر جهان اسلام. علی الشیخ اهل عراق است و سابقۀ مسیحی دارد. وی در بیست و سه سالگی به اسلام گروید و برای تحصیل به قم وارد شد و اکنون در مقطع دکترا در این مدرسه مشغول به تحصیل است.
  پس از سخنان استاد علی الشیخ جناب آقای خسروشاهي سفير سابق ايران در واتيكان فراخوانده شد تا برای عموم سخن بگوید. وی گزارشی درباره گسترش این شاخه از مسیحیت در جهان وایران مطرح کرد.
  خلاصه گفته­های این سه تن را در زیر بخوانید:


حجت­الاسلام و المسلمین محمد مسجد جامعی:
سیاست خارجی امریکا حامی این نوع از مسیحیت است

موج تبلیغ مسیحیت در اکثر کشورهای اسلامی وجود دارد و واقعیت این است که این موجی جهانی است و به کشورهای اسلامی تقلیل نمی­یابد. این پدیده نوی است که با آن­چه در دوران کلاسیک استعماری با آن روبه­رو بوده­ایم، متفاوت خواهد بود.
هیچ دینی به اندازه اسلام و مسیحیت رویکرد تبلیغی و ترویجی نداشته و مسلمانان و مسیحیان هر دو خود را نسبت به تدین دیگران مسئول و موظف می­دانسته­اند. البته تبلیغ در ذات دین مسیحیت وجود دارد، ولی این­که چنین عنصری به شکل آیینی جهانی در می­آید، متعلق به دوران جدید است.
قبل از دوران استعمار به مفهوم قرن هفده تا نوزده آن، پدران کلیسا به سفرهای تبلیغی می­رفتند و مسیحیت را ترویج می­کردند. پس از به دست آوردن قدرت سیاسی و نظامی، اقتصاد هم در خدمت تبلیغ و تبشیر مسیحی درآمد.
در این مرحله تاریخ معاصر که از پنج قرن پیش آغاز می­شود، کلیسای ارتدکس نقشی ندارد، اما پروتستان­های جدید مانند بابتیست­ها از آغاز قرن بیستم به فعالیتهای تازه و گسترده­ای دست زدند. ایشان مردم کاتولیک را هم دعوت می­کردند تا به کلیساهای آنان بروند و از شاهدان یهوه باشند.
  سفیر وقت شیلی آقای کائدیدومنس می­گفت: «این گروه­های جدید با ایجاد سالن­های ورزشی جوان­ها را به سوی خود می­کشند و نه تنها در زمینه­ مذهب که در زمینه­های رقابت احزاب، انتخابات و شورای شهر هم مشکلات فراوانی ایجاد می­کنند.»
آنان به مارکسیست­های دهه شصت شباهت دارند و مصداق واقعی فندامندالیسم هستند؛ کسانی که معتقدند حقیقت نزد آنهاست و وظیفه ایشان تبلیغ آن است.
  این نوع از مسیحیت در اتوبوس، خیابان و دیگر مکان­های عمومی با دادن جزوه و تبلیغات شفاهی، مردم و به ویژه جوانان را به سوی خود می­خوانند و از ساختار سازمانی آهنینی برخوردارند. آنان بخشی از درآمد و وقت کسانی را که به این نوع کلیساها می­آیند، می­گیرند و کارهایی را از قبیل خرید، توزیع بروشور و حتی نظافت را بر عهده او می­گمارند.
  سیاست خارجی امریکا حامی این نوع از مسیحیت است و براي اين­كه اين افراد بتوانند در كشوري كه هستند كارشان را انجام دهند امریکا از نظر اقتصادی، سیاسی و حقوقی ایشان را حمایت می­کند.
  تصوري كه امريكایي‌ها درمورد آيندۀ خودشان دارند به‌ويژه در آمريكاي لاتين، این است که از نظر آن‌ها اين كليسا تأمين‌كنندۀ منافع، مصالح و سيادت و آگاهي آنهاست پس ویژگی رواني، تشكيلات آهنين و ايدئو‌لوژيك بودن اين كليسا كه خودش را حامل تمامي حقيقت مي‌داند و حمايت سياسي، تبليغاتي و حقوق بشري عناصر مشخصات این نوع از مسیحیت است.
  اين جريان تا اوايل دهۀ نود كم و بيش متمركز در امريكاي لاتين بود و تا حدی در اروپا رواج داشت اما با فروپاشي شوروي و ظهور كشورهاي نوبنياد و تازه به استقلال رسيده امریکایی­ها تصمیم گرفتند بر آنها تأثیر بگذارند به اين معني كه تا مي‌توانند افراد موجود در اين سرزمين وسيع را به كليساي خودشان مخصوصاً كليساي بابتيست و شاهدان يهوه دعوت کنند. وقتی شماری از افراد به اين آيين درآمدند، مي‌توانند تشكل پيدا كنند، بنابراين هدف اين بود که براي تعميق حضورشان و خنثي كردن هر نوع مقاومت احتمالي اين كليساها را تقويت كردند، يعني آن دين حاكم پیشین را تضعيف كردند. اين­چنین نبود كه يك ارتدكس روس بيايد بابتيست شود، بلکه در ارتدكس بودن خودش ضعيف شد یا این­چنین نبود كه يك مسلمان آذربايجاني مسيحي شود بلکه در مسلمان بودن خودش سست شد.
  اين موج به صورت كلان متوجه جهان اسلام و کشوری مانند چين شده که در جغرافيايي ديني موقعيتی بسيار مهم دارد. خود واتيكان هم به چين خيلي فشار مي‌آورد. البته چين از نظام خيلي محكمی برخوردار و به كارش مسلط بود، ولي در جهان اسلام وارد شدند، از مناطق مسلمان‌نشين افريقا گرفته تا داخل كشورهاي اسلامي با اكثريت مطلق اسلامي مثل خود مغرب يعني مراكش و همچنین ليبي و حتی به كشوري مثل عربستان هم وارد شدند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر