پرودگارا بیاموز

پرودگارا بیاموز که در لحظات سخت وآسان یاد تو آرامش من است نه هیچ چیز دیگر و نه کمک هیچ انسان دیگر!
معبودمن کمکم کن ، که این روزها به بیماری ((تو را نداشتن)) مبتلا شده ام
شفایم بده
ای پدر آسمانی مددی رسان که جز تو پناهی ندارم در طوفان های زندگی
خدایا زندگی ها چه سخت شده!
مردمان بیوفا شده اند
هر کس سر در کار خود دارد و رابطه ها تیره تار شده است.
کسی به کسی اعتنایی نمیکند
همه مشغول قایم کردن خود و مشغول نشان دادننشان هستند
میتوان گفت که انسانیت بکلی از بین رفته است
خدایا چه کنم که در این دنیا من نیز جزو همین مردمی که از آنها ایراد میگیرم هستم
ای خدا چقدر سوئتفاهم هایمان مکرر است
خدایا چقدر حقیر و کوچک عمل میکنیم و تصمیم میگیریم
هر کس و هر چیز را به باد قضاوت و انتقاد میگیریم در حالیکه خودمان دو چندان بدتر و حقیرتر و پست تر هستیم
ژست گرفتن های ما ، تصور خود ستای ما و افکار بسیار کوچک ما چه زیاد شده است!
برخیز ای خداوند
برافروز چنان آتشی در قلبم از روح پاکت که به دنیا ثابت کنم اساس زندگی خداپسندانه محبت است وبس
نه پول ، نه جایگاه ویژه پیش مردم ، نه لباس و نه هیچ چیز دیگر
یقینا تو انتظارات دیگری از ما داری که از آن بسیار بسیار غافلیم و دور شده ایم
سالهاست که مسیر را گم کرده ایم
معیارهایی که برای زندگی به ما عطا کرده ای این روزها در بین مردم به افسانه تبدیل شده
خدایا خداوندا افکار مار را شفا بده
خدایا دل پر محبت عطا کن
درون مرا تفتیش کن و آن چیزهایی که از تو نیست با آتش روحت بسوزان
بینشی عطا کن که در ایام عمرمان دست از این حماقتها بردایم
اینقدر تنها ندویم و بعد خسته بشویم و زبان شکایت بر تو باز کنیم
خدایا عقل و شعور ودرک معرفت برای شناخت راههایت عطا فرما
در این دنیای تاریک که حتی روزها تاریکتر از شبهاست نور وجودت اول برمن و بعد بر مردمان بتابان
ای خدانود من خود به تنهایی دنیای زیبای تو را خراب کرده ام و اینطور باید گفت که همه ما در فاسد کردن این دنیا نقش داشته ایم
زندگی نمیکنمیم که !!!!!، فقط فرصتها را ازدست میدهیم
تمام عمر دنبال یک چیز هستیم و آن تو نیستی
گناه ، دوست و یار همیشگی مان است طوری که هرکس درتنهایی با خود راحت است
دروغ و دغل مانند لباسی شده که همیشه همراهمان می آید.
ای امان از این غرور که گاهی اوقات خودم را هم خفه میکند ، گاهی چنان گلویم را میفشارد که نمیتوانم نفس بکشم
ای خدا چه ساده به هم خیانت میکنیم
نه تنها با تو خوب نیستیم بلکه حتی با هم نوع خود هم دشمنی داریم و گاهی این جنون را به اوج میرسانیم که با خود نیز قهر میکنیم
آزاد کن ای پدر آسمانی ، قفلها را بشکن ، دیوارها راخراب کن ، اسارتها را از بین ببر و داخل شو
وارد زندگیهایمان شو
خدایا دخالت کن در این فلاکتی که ما اسمش را زندگی گذاشته ایم!
زندگی سفری بیش نیست چرا باید فکر کنم که ماندنی هستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر